صبح توي مسير شبكه، خانومي كه خيلي هم معمولي بود و خالي از اداهاي روشنفكري و پزهاي انقلابي و غيرانقلابي، و كلا مي شد فهميد از اين آدم هاي معمولي است؛ ايستاد و با هيجاني خاص از من پرسيد: لانه جاسوسي اينه؟ و من با تكان سر و تائيدي آرام گفتم بله، همينه. زن لبخندي زد و فاتحانه سرش رو تكان داد. و من احساس كردم چقدر توي اون سوال و اون لبخند و اون تكان دادن سر، حس فتح و غرور نهفته بود.

با خودم فكر كردم معمولي ترين مردم اين سرزمين تنشون پر از لرز خوشحالي ميشه وقتي به اين فكر مي كنند كه «ما امريكا را زير پا له كرديم»، و وقتي به آمريكا فكر مي كنند پر مي شن از حس نفرت و ايستادگي. نخوت هميشه نفرت برانگيزه. هميشه و براي همه.

حالا، آقاي آمريكا هي آرگو و 444 و هزارويك فيلم ديگر بساز، از عصبانيت هم بساز.

اصلا آمريكا، از ما عصباني باش و از عصبانيت بمير