پای درس همیشه استاد
فتامل
فتامل
ننه نوشي* شوم و
فاتحه و عروسي و سكو نشيني هاي** مادربزرگم
را پشت سر هم تكرار كنم
* نوشين، مادربزرگ عزيزتر از جانم كه لري صداش مي كرديم ننه نوشي!
** سكوي بزرگ جفت خونه عموي مامانم و نزديك خونه پدربزرگم اينا كه پاتوق زناي فاميل بود و همچنين مردا! درست يادم نيست ولي فكر كنم شيفتي مي شستن اونجا شايدم مشترك
*** تيتر از ترانه هاي لرستانيه
چگونگي كاركرد تربيتي رسانه
ورود به عصر تکنولوژی بسیاری از مناسبات و شیوه های زندگی انسان را دستخوش تغییر و تحول کرد. البته پیدایش مفاهیم و الگوهای نوین زندگی امری بی سابقه نبوده و هر نسل با توجه به اقتضائات زمانی و مکانی زیست جهان خود شیوه ها و مدل های خاص زندگی خویش را داشته است. اما پیدایش تکنولوژی های نوین ارتباطی و رسانه ها شگرف ترین و عمیق ترین تغییرات را در ابعاد مختلف زندگی بشر به بار آورده است.
من نه یک بار که ده ها بار در تو به تکرار رسیده ام! اینو همون اول مطمئن بودم و حالا هر روز بیشتر مطمئن میشم که تو خود منی که سال ۶۹ به دنیا اومدی؛ با همون ابعاد، افکار، افسرده شدن ها، عصبی شدن ها، احساس تنهایی کردن ها، حرف های قلمبه سلمبه زدن ها، بیخیال همه بودن ها، خودکشی برای کارفرهنگی کردن ها، با حاج آقاهای مختلف درگیر شدن ها، از این شاخه به اون شاخه پریدن ها، به قصد کشت کتاب خوندن ها و و و..
تو پیامت گفتی دوستی مون تموم شده، نشده رفیق! نشده، تا وقتی شرک و ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم؛ مگه میشه من و تو، میدون مبارزه رو ترک کنیم؟ نمیشه! پایه رفاقت ما مطاله و مبارزه بود و این دوتا همیشه ادامه دارن رفیق. تا وقتی علوم اسلامی انسانی محقق بشه، با ابعادی که مدنظر پروردگاره ما می جنگیم؛ بیخیال حرفای آدمای کوچیک که ما رو آرمانگرا و خیال پرداز و غیرعملیاتی می دونن!
به دل نگیر، به دل نگیر حرف هیچکس رو چون دلت که پر بشه نمی تونه حرکت کنه، پس خالی بزارش کلثوم؛ خالی تر از همیشه تا سبک راه بریم و ادامه بدیم و کتاب بخونیم.
کتاب! کتاب! کتاب!
مشکل ما سه راه حل دارد؛ راه حل اول مطالعه، راه حل دوم مطالعه، راه حل سوم مطالعه؛ البته راه حل چهارمی هم هست و آن هم مطالعه! پس به قول شهید مطهری باید به قصد کشت کتاب بخونیم. به جای همه اونایی هم که نمی خونن ما باید بخونیم.
مومن یعنی ایفای نقش درست و به جا تو بستر هستی، یعنی ابن الوقت بودن؛ صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق/ نیست فردا گفتن از شرط طریق
پس ادامه بده، ادامه بده و به شعارهای تبلیغاتی مسئولین ریز و درشتی که یادگرفتن برای خوش خوشانک خبرنگارا و بنگاهای خبرپراکنی حرف بزنن اهمیت نده! اونا هنوز کارد به استخونشون نرسیده و مطمئنم نمی رسه، هیچ وقت نمی رسه. بجنگ کلثوم، بجنگ کنسرو کارفرهنگی
حتی نترس از اینکه تو جلسه بگی تفسیر انسان به انسان حضرت علامه رو بدین برا بچه های عمومی! چقد خندیدیم بعد از این حرفت و تو هنوز مطمئن ادامه میدادی به نظر خودت و من می گفتم مال سن کم و بی تجربگیته! یاد میگیری کلثوم، یاد میگیری ولی محافظه کار نشو. انقلابی باش و بمون
این مهاجرت به من هزار و یک درس داده و اولیش اینکه حلقه های کوچیک مطالعاتی خودم و خودت که خیلی وقتا از این موضوع به اون موضوع میشد و بعضا ولش می کردیم خیلی پربارتر از کلاسا و اساتیدی که همیشه حسرتش رو داشتیم. باید درسای هجرت رو جدا بهت بگم نا ببینی اخلاص و جنگندگی بنیان رشد انقلاب ماست.
بخون کلثوم
بخون و بجنگ که صبح نزدیکه و با هم به افق می پیوندیم
دیشب با رقیه از کنار کتابفروشی رد می شدیم، یهو رقیه با هیجان گفت سحر! برگشتم دیدم خودشه، پدر بود. عکسش رو جلد کتاب بود وسط بقیه عرفا و فخر الشیعه ها. احوالات عرفا و آیات عظامی که در دینداری گوی سبقت رو از بسیاری ربوده بودن.
آیت الله حکمت نیا هم اونجا بود، حضرت پدر علیه الرحمه.
من همیشه از شاگردای پدر شاکی ام که چرا در قبال اندیشه های آسمانی این مرد ربانی کار خاصی نمی کنن و حقش رو ادا نمی کنن؛ در صورتی که این اندیشه ها به شدت جهانی و تکان دهنده ان.
دیشب که عکسش رو روی جلد کتاب دیدم دوباره غصم شد و به شدت هوای صدای آسمانی پدر توی وجودم زنده شد.
پدر این فرزندت خسته است، یه پدر تو این شرایط چیکار می کنه؟
منتظر جوابم
پ.ن: مرغ دلم راهي قم مي شود در حرم امن تو گم مي شود
عمه سادات سلامــــــ عليك روح عبادات سلامـــــــ عليك