به بهانه باز پخش زخم شانه حوا

ديشب شبكه دو زخم شانه حوا را پخش مي كرد. نديده بودم تا به حال، براي همين نشستم و علي رغم هزار و يك كاري كه داشتم نگاه كردم و البته به شدت ناراحت و زخم خورده شدم. زخم شانه حوا براي من هم زخم به يادگار گذاشت چون از ما نبود! اينكه مي گويم از ما نبود به اين معني است كه نتوانسته بود حس مادران دفاع مقدس را بفهمد و منتقل كند.

ننه حسين مادر رزمنده اي است كه ۲ سال از مفقود الاثر شدنش مي گذرد و او در اين مدت به انتظار فرزند روز و شب مي گذراند. قصه از ماجراي ازدواج نامزد حسين با شخص ديگر و به هم ريختن ازدواج توسط دختر و زنده شدن حسي كه براي يافتن حسين هر روز پررنگ تر ميشد،شروع شد. پس ننه حسين و عروس و برادر عروس كه جانبازي تلخ و شكننده بود عازم تهران شدند براي يافتن حسين. ادامه قصه به مادر ديگري گره مي خورد كه راضي به ماندن پسر در جبهه نبود و او را از رفتن دوباره به جبهه منع مي كرد و به قول خودش بالاخره توانست او را پيش خودش نگه دارد.

نكته اما خاص بودن اين مادران و تفاوت ويژه اي است كه با چهره غالب مادران دفاع مقدسي دارند. سخت بودن دل كندن از فرزند و غليظ و استثنايي بودن مهر مادري نكته اي است غير قابل انكار، اما همين منظر است كه تعالي مادران شهدا و رزمندگان دفاع مقدس را نشان مي دهد. اينكه مادري فوق العاده مهربان و سرشار ار عطوفت با گذشتن از عزيز ترين دارايي كه همان فرزندش است به ياري امامي مي شتابد كه او را نائب بر حق امام زمان مي پندارد. شور آميخته با شعور دفاع مقدس است كه اين مادران را بزرگتر از هميشه جلوه مي دهد! مادراني كه گاه ناراحتند كه چرا فرزند ديگري ندارند تا براي اسلام و قرآن قرباني كنند.

آميختگي جدي مهر مادري با شعور مومنانه انقلابي، از مادران ۸ سال دفاع مقدس اين مرز و بوم افرادي خاص و استثنايي مي ساخت كه تمام مهرشان را در بارگاه حق تعالي جاري مي كردند. اما مادران زخم شانه حوا افرادي نا آشنا با انقلاب و دفاع مقدس، بي تحمل و ضعيف بودند. مادراني كه با حضور فرزندان در جبهه هاي جنگ مخالف بوده و رشد و به ثمر نشستن فرزندان را تنها در امور مادي و دنيوي مي پنداشتند! سكانس صحبت ننه حسين با داوود آواره را به خاطر بياوريد! آنجا كه ننه حسين رشد فرزند را در دفاع مقدس و دفاع از آرمانها نمي ديد و زجر و خون دل خوردن مادري را در هنگام به ثمر نشستن فرزند با حضور فرزند در جبهه بر باد رفته تصوير مي كرد. به راستي اين تصوير مادران دفاع مقدس ماست؟زناني شكننده و غايب در پشت جبهه ها؟

ننه حسين هيچ نسبتي با ننه حسين ها و ننه حسن هاي دفاع مقدس ما نداشت. ننه حسين نه در اين مملكت مي زيست و نه نسبتي با واقعيتي به نام جنگ داشت. او تنها پسرش را مي خواست، پسري كه مي توانست در هر جاي ديگري هم باشد. گويي فيلمساز تنها در صدد بيان وجوه دراماتيك مهر مادري در بستر جنگ بود. البته نگاههاي ضد جنگ فيلمساز در پرداخت شخصيتي چون سعيد كه تنها براي تائيديه دانشگاه به جنگ مي آمد و به سخره گرفتن شهدا توسط او، نمايش خانم ساساني كه مشاعرش را پس از شهادت فرزند از دست داده بود و جانباز تلخ(برادر روجا) كه به شدت از شرايط خود ناراضي بود قابل لمس بود.

در نهايت مي توان گفت زخم شانه حوا نمايش مادراني خسته، دلزده و غير واقعي بود. البته نمي توان منكر وجود مادراني شد كه طي آن سالها از حضور فرزند خود در جبهه پيشگيري مي كردند، اما به گفته شهيد آويني اين مسئله حقيقت جنگ ما نيست و حقيقت همان مادراني هستند كه پر شور و با شعور به مبارزه آگاهانه مي پرداختند. هرچند از واقعيت هم گريزي نست، اما حقيقت ما چيز ديگري بود.